|
|
پایگاه اطلاع رسانی یاوران امام مهدی
(عج)
www.emammahdy.com
شنبه 6 تیر 1405
شب اول ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷
اولیای خدا و عرفای عظیمالشأن، تا رجبالمرجب میشد، عرضه میداشتند: خدایا، حالا که لطف کردی، جان ما را نگیر تا آخر ماه مبارک رمضان. هر چه در این یازده ماه بود، یکجا در این ماه بدهن
هو الحق سخنرانی حضرت آیت الله قرهی(مدظله العالی) شب اول ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ ماه رمضان؛ ماه وصل، آشتی و آغاز بندگی ماه مبارک رمضان، ماه بندگی خدا و ماه وصل است. بالاترین چیزی که در ماه مبارک رمضان وجود دارد این است که انسان، بهواسطهی این ماه باعظمت، به حضرت حق، ذوالجلال و الاکرام، متصل میشود. تمام هدف این ماه باعظمت همین است. به تعبیر بعضی از عرفای عظیمالشأن، ماه آشتیکنان و ماه پذیرش از ناحیهی الله تبارک و تعالی است. ماهی است که وقتی بندگان میبینند در طی سال آنقدر گناه کردهاند و آنقدر دور شدهاند که دیگر خودشان باور نمیکنند بتوانند برگردند، این حضرت حق، ذوالجلال و الاکرام است که خودش قدم جلو میگذارد. شما را دعوت میکند. بسیار، بسیار نکتهی مهمی است که انسان متوجه بشود که دعوت شده؛ من ناحیه الله چرا دعوت شده؟ چون خدا بندگانش را دوست دارد. باورش برای ما سخت است. آنقدر که پروردگار عالم به بندگانش عشق میورزد، بندگان همانقدر متأسفانه در غفلتاند. دلیلش این است که فرمود در آن روایت شریفه: ذوالجلال و الاکرام از مادر به انسان مهربانتر است، همین است. وقتی پیامبر رحمت، حضرت رحمةً للعالمین، محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله، در آن لحظات آخر عمر شریفشان، آن داستان بسیار مفصل را ـ که یک موقعی کامل توضیح دادیم ـ بیان فرمودند که خدایا، بعد از من بر سر امت چه میآید، تا رسید، هی بیان شد، بیان شد، بیان شد، تا رسید به آنجا که فرمودند: حضرت حق، ذوالجلال و الاکرام، حبیب من، اگر آن لحظهی آخر که جانش گرفته میشود بگوید «استغفرالله ربی و اتوب الیه»، میآمرزم.
شفاعت و رحمت بی پایان نبی مکرم به ساحت اقدس ذوالجلال و الاکرام عرضه داشت: یا رب اگر لحظهی سکرات جان دادن، زبانش بند آمد؟ خطاب رسید: حبیب من، شفاعت تو و رحمت من پس کجا میرود؟ آنقدر پیامبر خوشحال شد و به وجد آمد وقتی دید عزوجل اینگونه رحمتش واسعه است و ارحم الراحمین است بیان کرد، عرضه داشت به ذوالجلال و الاکرام: خدایا، پس حالا که اینطور شد، میخواهم فردای قیامت کسی از احوال امت من، از انبیا و امم، باخبر نشوند. خطاب رسید: حبیب من، من کاری میکنم تو هم متوجه نشوی. این ارحمالرحمین اینقدر به بندگانش مهربان است که حتی حبیبش هم نباید متوجه بشود. خطاب رسید: حبیب من، اجازه نمیدهم تو هم متوجه بشوی.
وقتی بنده خجل است، خدا خودش جلو می آید خدا رحمت کند آن مرد الهی و عظیمالشأن، عارف بالله، آقا معلم دامغانی اعلیالله مقامهالشریف. یک موقعی با مرحوم آیتالله مروی اعلیالله مقامه ایشان را به مشهد بردیم. ایشان نکتهی بسیار زیبایی فرمودند. فرمودند: از الطاف حضرت ذوالجلال و الاکرام این است که نه من میدانم تو که هستی و نه تو میدانی من که هستم، که هم به هم مهربان باشیم. عزوجل، اینکه ستّارالعیوب است، بندگانش را دوست دارد. بعد اضافه فرمودند، فرمودند: آمیرزا آقای ملکی تبریزی اعلیالله مقامهالشریف میفرمودند وقتی بنده به سمت خدا نمیرود و میداند خدا، این بندهاش در ته دلش خدا را دوست دارد، اما گناهانش، ذنوبش، باعث شده او خجل بشود، باعث شده او فکر کند دیگر نزد پروردگار عالم مطرود است، فکر کند خدا دیگر کاری با او ندارد. ایشان میفرمودند: اینجاست که خدا خودش جلو میآید.
فرمودند: هفتهای یک بار، شبهای جمعه میآید؛ اما گاهی برای این بندهی غافل، عزوجل یک ماه تمام قرار میدهد. و اصلاً اینکه بیان میفرماید «شهرالله»، ماه من است، یعنی ماه منی که میخواهم دیگر در این ماه چنان، به تعبیر عامیانه، بریز و بپاش بکنم که بندگانم بدانند من آمدهام، من برایشان رحمت آوردهام، نگران نباشند. لذا جبران همهی این یازده ماه را میکند و بیان میفرماید: « أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ ». نفسنفس زدنهایتان را هم تسبیح قرار میدهم.
« أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ »؛ حساب هندسی رحمت چرا؟ جملهی عجیبی بیان فرمودند. فرمودند: در طی یک ماه ـ خوب دقت کنید، این را باید بروید حساب هندسی اش را دربیاورید ـ ببینید چه فرمودند. که اتفاقاً این را من به محضر مبارک آیتالله العظمی مرعشی نجفی اعلیالله مقامهالشریف عرضه داشتم که آقا، آقا معلم دامغانی، آن آیت حق، آن مجتهد بزرگوار، آن آیتالله، آن مرد الهی، آن عارف بالله، این را بیان فرمودند.
فرمودند: بله، امیر، آمیرزا آقای ملکی تبریزی این را فرمودند؛ چون خود ایشان هم خدمت آیتالله جواد آقای ملکی تبریزی میرسیدند. چی؟ دقت کنید، فرمودند: در طی سی روز، چون نفس نفس را تسبیح میزنیم، هر نفسی، هر نفسی، فرمودند: طی این یک ماه بیش از یازده ماه، آن تسبیحات اربعه ای که انسان در نماز و تسبیحات حضرت صدیقهی شهیده، عنصر شجرهی
طیبهی خلقت، عصمةاللهالکبری، حجةٌ علی حججالله، حضرت فاطمهی زهرا صلواتالله علیها، و هر آنچه از نمازهای واجب و مستحب هست، طی این یک ماه به او مرحمت میشود.
جمله، جملهی عجیبی است؛ جملهی تکاندهندهای است. فرمودند: اینها یازده ماه یک طرف. فرمودند: ببینید هر ثانیه با این نفسهایی که میزنیم چقدر است؛ نفسنفسی که میزنی، و هر دقیقه و هر ساعت، و بیستوچهار ساعت یک شبانهروز، و حالا بیستونه یا گاهی سی روز، و بیشتر از یازده ماه حساب میشود. برای همین حضرت حق فرمود: « أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ ».
یکی از اسماء بزرگوار عزوجل «جبّار» است؛ جبرانکننده. ما گناه میکنیم، ما غفلت میکنیم، ما دوری میکنیم، او جبران میکند؛ جبّار است. لذا اگر کسی جدی خدا را شناخت، با اشتیاق او را عبادت میکند، با اشتیاق مناجات میکند، با اشتیاق دعا میخواند، با اشتیاق شبخیزی میکند. آن موقع هم بابی را عزوجل باز میکند به نام دعا، که از این طریق بنده بیاید و با حضرت حق سخن بگوید.
اشتیاق اولیا خدا به درک ماه رمضان نکته، نکتهی بسیار مهمی است، عزیزان من. ماه مبارک رمضان آنقدر مهم است که بارها عرض کردم: وقتی اولیا، بزرگان، عرفا، آنهایی که صاحب معرفت بودند، میفهمیدند همین که ماه رجبالمرجب میشد، تا قبلش برای طول عمرشان دعا نمیکردند. میگفتند: خدایا، اگر عمر ما بناست خیر باشد، اضافه کن؛ اما اگر بناست ـ به تعبیر آن دعای سیدالساجدین، زینالعابدین، امامالعارفین، مولانا حضرت علیبنالحسین صلواتالله علیه ـ این عمر ما چراگاه شیطان شود، جان ما را بگیر.
اما تا ماه رجبالمرجب میشد، میگفتند: خدایا، حالا که اجازه دادی رجبالمرجب را درک کنیم، طول عمر بده تا ماه مبارک رمضان را ببینیم، درکش کنیم، شبهای قدرش را درک کنیم، این ماه ضیافتالله، در این مهمانی وارد بشویم.
ماه بسیار عجیبی است. هر چه بگوییم کم گفتهایم. عزیز من، شاید دیروز بودیم و امروز هستیم و بعضی شاید فردا نباشند. بخواهیم بگوییم: خدایا، حالا که ما را آوردی، شب اول ماه مبارک را دیدیم، برای همین بیان میشود: ماه مبارک، ماه مبارک، مرحمت کن، بزرگواری کن، کل این ماه را درکش کنیم و باشیم.
چگونه باشیم؟ اینگونه که پیامبر رحمت، محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله فرمودند: « شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَز َّو َجَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللّه فیهِ الحَسَناتِ وَ یَمحو فیهِ السَّیِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَکَةِ»،. معنی برکت چیست؟ یک نکته را عرض بکنم، نکتهی دیگر بماند برای شبهای آینده. معنی برکت این است که هر چیزی برای او نهتنها مضاعف میشود، بلکه خوشبو، آرامبخش، بیدردسر و دوامدار میشود؛ استمرار دارد.
آن چیزی که برکت دارد یعنی استمرار دارد. و «و هو شهرالبرکه»؛ در بحارالأنوار، جلد نود و ششم، این روایت شریفه بیان شده. عجیب است این روایت. لذا عزوجل این ماه را ماه خودش قرار داد، که خدا بگوید: بندگان من، این منم که به سمت شما میآیم، نه شما. این یک. دوم در یک ماه میخواهم همهچیزی را که یکجا ندادم در آن یازده ماه، یکباره در این ماه بدهم.
پس بیخود نیست اولیای خدا و عرفای عظیمالشأن، تا رجبالمرجب میشد، عرضه میداشتند: خدایا، حالا که لطف کردی، جان ما را نگیر تا آخر ماه مبارک رمضان. هر چه در این یازده ماه بود، یکجا در این ماه بدهند.
مضاعف شدن غیر قابل تصور حسنات حالا جور دیگری عرض بکنم. اینکه برای گنهکاران، که عرض کردیم غافل بودند، یک طرف؛ خدا خودش پا گذاشته جلو. آنهایی هم که بزرگاناند، مثل این اعاظمی که اسمهای مبارکشان را میآورند، برای آنها هم مضاعف میشود. «یُضاعِفُ اللهُ فی الحَسَنات». آنقدر مضاعف میشود که گاهی، به تعبیر خودشان، مافوق تصور است.
یکی از اولیای خدا میفرمودند به بنده، که در محضر مبارک آیتالله العظمی حاج شیخ محمدعلی شاهآبادی اعلیالله مقامهالشریف بودند، میفرمودند: وقتی ماه مبارک رمضان میآمد، آیتالله العظمی شاهآبادی میفرمودند: این همان ماهی است که خدا هر چه بخواهید دارد به شما اضافه میکند، هر چه بخواهید.
و میفرمودند: یک نکتهی مهمش این است که گاهی ما به شما میگوییم ـ یعنی به این اصحابالیل ـ چون یکی از دعاهای ایشان برای اصحابشان این بود که خدا مافوق تصورشان به آنها مرحمت کند. میفرمودند: اینکه ما میگوییم مافوق تصور، این ماه است. این ماهی است که مافوق تصور مرحمت میکند.
یعنی اگر بنشینی دقت کنی به این نکتهای که عرض میکنم، اگر انسان بنشیند فکر کند که اینقدر خدا امید میدهد، بعد دیگر نه بیشتر میدهد؟ خدا خودش فرموده: «وَ شَهرٌ یُضاعِفُ اللهُ فیهِ الحَسَنات». پس آنقدر میدهد، هی اضافه میکند. حالا هر کسی نسبت به آن ارتباط خودش با ذوالجلال و الاکرام. اولیای خدا را عرض میکنم، نه امثال من، نه بیچارهی گناهکار.
آنها میفهمند مضاعف یعنی چه؛ هی مضاعف، هی مضاعف. این «یضاعف الله» یعنی تصور کن این میدهد، آنور چند برابرش را میدهد، بعد میفرمودند: نه، این همان ماهی است که ما وقتی به شما میگفتیم خدا مافوق تصورتان بدهد، در این ماه است. این ماه چه خبر است؟ این ماه مبارک رمضان چه لطفی است؟
از شب اول؛ رختخواب هارا جمع کنید برای همین بعضی از بزرگان، از همان شب اول، مثل آیتالله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی اعلیالله مقامهالشریف، کنز خفی الهی آیتالله مولوی قندهاری اعلیالله مقامه، و خیلی از بزرگان، این کار را میکردند. ایشان میفرمود: آیتالله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی به دوستان خودش، به شاگردان خصوصی خودش میفرمود: از همین شب اول، دیگر به اصطلاح رختخواب خودتان را جمع کنید؛ چون حیف است این یک ماه بریز و بپاش عجیبی که خدا کرده از دست ندهید.
از دست ندهید عزیزان، عزیز من. اگر دیدی شبها توفیق پیدا کردی برای سحرخیزی، بدان لطف خداست. چرا ما شرح دعا و مناجات را از دوازده شب به بعد بیان کردیم؟ که هر سال اینطور است، برای همین قضیه است که حداقل خودمان را همرنگ آنها کنیم. همرنگ آنها؛ خودم را میگویم، امثال خودم را میگویم. ما که هیچوقت مثل آنها نمیشویم؛ شاید شما بشوید، مافوق تصور هم بشوید.
اما حداقل یک رنگ و بویی از آنها بگیریم. به تعبیر آن ولی خدا که همیشه به من میگفت: آقاجان، حواست باشد، حداقل بگو خدایا من هم آمدم، ادای خوبها را دربیاورم. ادا درآوردن چه اشکالی دارد؟ اگر خوب نیستم، حداقل آمدم این ماه من هم ادا دربیاورم. دیدید بعضی وقتها میگویند: سیاهیلشکر، من هم آمدم سیاهیلشکر این جریان بشوم.
من هم آمدم بگویم: خدایا، من که نمیفهمم شهرالله یعنی چه؛ من که نمیفهمم این برکاتی که داری میدهی یعنی چه؛ من که نمیفهمم اینکه بزرگان و اولیا و عرفا، آنهایی که درک میکردند، وقتی ماه رجبالمرجب میآمد، عاجزانه دعا میکردند که عمر ما را نگیر تا آخر ماه مبارک رمضان. من که درک نمیکنم چه میگفتند؟
دعا؛ اعلام بندگی و آغاز ارتباط اما من آمدم ادای اینها را دربیاورم. این نکته، نکتهی مهمی است. برکاتش را میتوانیم درک کنیم. و یکی از راهها چیست؟ همین که انسان دعا بکند. دعا چه چیزی دارد؟ چه خصوصیتی دارد که اینگونه بیان شده؟ دعا بکنید. دعا در صورت ظاهر درخواست است، اما چرا خدای متعال اینقدر میخواهد انسان درخواست کند؟ یک دلیلش این است که نشان میدهد از این طرف، یعنی از طرف بنده، که خدایا، میدانم تو خدای منی.
خیلی نکتهی مهمی است. جملهی زیبایی را هم آن مرد الهی و عظیمالشأن، آیتالله العظمی ملا محسن فیض کاشانی، عارف بالله، بیان میفرمایند. عجیب است. فرمایش ایشان این است که میفرمایند: دعا یعنی اینکه خدایا، من هم آمدم ارتباط بگیرم. این که بیان کردند اصلاً خود دعا، خود دعا اجابت دارد. همین که من آمدم ارتباط بگیرم. از آن طرف تو خودت داری قدم جلو میگذاری، از این طرف من هم آمدم ارتباط بگیرم؛ این ارتباط دوطرفه است.
خیلی نکتهی قشنگی است. تأمل کنیم، بنویسیم در ذهنمان، در اوراقمان، بعد یکخورده تأمل کنیم. فرمودند: من هم آمدم ارتباط برقرار کنم. اللهاکبر. اگر اینطور بشود چقدر زیبا میشود. برای همین است که عزوجل فرمود: شما چه فکر میکنید؟ بهخصوص دل شب؛ دل شب را میگویند خلوتگاه بین او و خدا.
إصرار به دعا فرمودند حضرت صادقالقول و الفعل، امام جعفر صادق صلواتاللهعلیه: « ما یَعلَمُ عِظَمَ ثوابِ الدُّعاءِ و تَسْبیحِ العبدِ فیما بینَهُ و بَینَ نفسِهِ إلاّ اللّه ُ تبارَکَ و تعالى ». فرمودند: عظمت ثواب دعا و تسبیحی را که بنده در خلوت خودش با پروردگار عالم دارد، کسی نمیداند. نه نبی میداند، نه ملائکه میدانند؛ هیچکس نمیداند.
خیلی عجیب است. این دعا یعنی چه؟ چقدر ثواب دارد این دعا؟ کسی نمی داند. اینکه انسان میرود ارتباط برقرار میکند. خدا وقتی میبیند بندهاش دارد دعا میکند، میگوید: بندهی من آمد، من رفتم او آمد، ارتباط برقرار کرد. اللهاکبر. آه، اینقدر مهم است.
این را عرض بکنم، برای امشب بس باشد. وارد بشویم به مناجات، تا از فرداشب این مقدمهای که بیان کردیم و بحث شرح دعای ابوحمزه را شروع کنیم. گرچه فرداشب هم شب جمعهی اول ماه مبارک رمضان است؛ نکاتی را باید عرض بکنیم و دعای کمیل شب جمعهی ماه مبارک رمضان را داشته باشیم.
به فضل و کرم الهی، حضرت باقرالعلوم، امام محمد باقر صلواتاللهوسلامهعلیه، میفرمایند: « إنَّ اللّه َ عزّ و جلّ کَرِهَ إلْحاحَ النّاسِ بَعضِهِم على بعضٍ فی المَسألَةِ و أحَبَّ ذلکَ لنفسِهِ ». اصول کافی، جلد دو، باب دعا.
میفرمایند: عزوجل پافشاری مردم در خواهش از یکدیگر را بدش میآید، ناخوش میداند؛ چرا؟ چون هی طلب میکند، هی خواهش میکند. اما این کار را نسبت به خودش دوست دارد. خیلی عجیب است. این را پیامبر هم بیان فرمودهاند. پیامبر رحمت، محمد مصطفی صلیاللهعلیهوآله فرمودند: خداوند عزوجل، ذوالجلال و الاکرام، دوست دارد اصرارکننده در دعا حاجتش را بخواهد، اصرار کند.
چرا؟ یک جملهای را عرفای عظیمالشأن میگویند. میگویند: چراییاش در خود حدیث نهفته است. چیست؟ اینکه خدا بندگانش را دوست دارد، دوست دارد صدایشان را بشنود. «و أحبّ ذلک لنفسه»؛ به خاطر دوستی.
در مثالی که دیدم در نوشتهی یکی از اولیای خدا، آیتالله العظمی شاهآبادی اعلیالله مقامهالشریف، خیلی جالب بیان کردهاند. ما گاهی فکر میکنیم که این نوع بیان کردن ها خیلی درست نباشد. میدانید آیت الله العظمی شاه ابادی اعلیالله مقامهالشریف کسی است که امام راحل را درست کرده بار ها عرض کردم امام راحل عظیم الشانمان آن امام العارفین که در عرفان خیلی شناخته نشدُ، ایشان در کتاب هایشان اساتید بسیار مختلفی داشته و همه اساتید هم از فحول اما تنها کسی را که بیان می کند روحی له الفدا آیت الله العظمی شاه آبادی است. عجیب است! فرمودند: دیدید گاهی انسان میخواهد چیزی به بچهای بدهد، میگوید بگو بابا. یک بار میگوید، بعد میگوید یک بار دیگر بگو، یک بار دیگر بگو. هی دوست دارد صدای او را بشنود. چرا؟ چون دوستش دارد زبان باز کرده است.
ماهی که دعا مستجاب است اینگونه است که خدا هم چون دوستمان دارد، میگوید دعا کنید، صدام بزنید. و بالاترین دعاها هم در همین ماه مبارک رمضان است. بالاترین دعا از همین دعاهایی است که بعد از نماز بیان شده: «یا علی، یا عظیم، یا غفور، یا رحیم». چقدر قشنگ شروع میشود. خودش یادمان داده، به لسان حضرات معصومین، حجج الهی، یادمان داده که چگونه با او صحبت کنیم.
بعد میفرماید: حالا که آمدی و دعا مستجاب است ـ «الدعاء فیه مستجاب» ـ حالا که دعایت مستجاب است برای همه بخواه. «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور». برای همه بخواه، من به تو میدهم.
یک موقعی میگوید: تو برای خودت بخواهی معلوم نیست به تو بدهم، آدم آلودهای هستی؛ اما حالا ماه من آمده، ماه رحمت است، ماه برکت است، ماه مغفرت است. حتی بگو: خدایا من را بیامرز، حتی بگو اهل قبور را هم بیامرز. یکی از معانی کلی این است که دعا کنیم، این شبها دعا کنیم. لطف کردند ما را دعوت کردند، لطف کردند که جان ما را نگرفتند، لطف کردند...
|
|
|
|