بسمه تعالی
حضرت استاد در اوّلین جلسه تفسیر قرآن کریم و مجید الهی در سال 1392 به تفسیر آیه 29 سوره بقره ورود پیدا کردند و به بررسی رابطه عدم تأمّل در خلقت، کفران نعمت و کافر شدن در مقابل پروردگار عالم در آیات مشابه پرداختند.
چه کنیم دچار کفر نشویم؟
اوّلاً خدا را شاکرم که مجدّداً توفیق در محضر قرآن کریم و مجیدالهی بودن را در سال جدید به همه ما مرحمت فرمود. در ابتدا هم سال نو را تبریک عرض میکنم، إنشاءالله که سال ظهور آقاجانمان، امام زمان(عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) باشد و هم ایام فاطمیّه را تسلیت و تعزیت عرض میکنم.
«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِاللّعِینِ الرَّجِیم هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیم»[1]
یک نکته که معمولاً پروردگار عالم از آن طریق بشر را انذار میدهد، این است که به اطراف خودش یک نگاهی کند. لذا یک قضیه برای انذار و رسیدن به پروردگار عالم، تأمّل بشر در وجود خودش است، همانگونه که در آیه 28 که مطالب آن بیان شد، میفرماید: «کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ»[2] شما هیچ بودید و خدا شما را حیّ و زنده قرار داد.
بشر دائم نیاز دارد به این که به او تذکار دهند و گذشته او را یادآوری کنند. این مطلب خیلی مهم است. مثلاً در بحث مال و منال، قدرت یا هیکل و زیبایی، بعضی فکر میکنند خودشان از اوّل همینها را داشتهاند.
لذا پروردگار عالم برای این که انسان یک موقعی به سمت کفر نرود، گذشته او را به او یادآوری میکند. منظور از کفر هم کفران نعمت است و هم کفر در مقابل پروردگار عالم.
این نکته را گفتهام، این نکته اساسی است، آن را به عنوان یکی از کلیدهای مهم به ذهنتان بسپارید و آن این که کفر نعمت، کفر در مقابل خدا را میآورد. یعنی اگر کفران نعمت کردیم، طبعاً به پروردگار عالم هم کافر میشویم. لذا برای آن که کفران نعمت نکنیم، یکی از راه هایش این است که دائم یادآور شویم که چه کسی هستیم.
چگونه می توان دائماً خداشناس بود؟
ابوالعرفا، آیتالله ادیب(اعلی اللّه مقامه الشّریف) یک نکته بسیار عالی را به ما فرمودند. ایشان میفرمودند: خصّیصین حضرت حقّ، مِن المعصومین و الانبیاء و العرفا و الاتقیاء، همیشه به خودشان این نکته را یادآوری میکنند که تو کیستی.
بعد میفرمودند: یک معنای «مَنْ عَرَفَنَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه»[3] همین است که وقتی کسی بفهمد کیست و از کجا بوده و چه بوده است، دیگر دائم در مقابل پروردگار عالم، خاشع و خاضع است و طغیان نمیکند و طاغی نمیشود. چون همیشه میفهمد فقیر است. انسان زمانی طاغی میشود «کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى»[4] که فکر میکند مستغنی است «أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى»[5]، امّا وقتی که فهمید که واقعاً هیچ است «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ»[6]، دیگر طبیعی است طغیان نمیکند و دائم خداشناس میشود. پس یک معنای «مَنْ عَرَفَنَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه» همین است.
لذا برای همین در اینجا پروردگار عالم، انسان را به خودش رجوع میدهد و میفرماید: «کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ» شما چون کفران نعمت کردید، کافر به خدا هم شدید. یک نگاه به خودتان کنید «وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُون» تو که هیچ اختیاری از خودت نداری، چرا کفر میورزی؟! جدّی ما اختیار داریم؟! چه اختیاری داریم؟! در قد و قواره و شکل خودمان، چه اختیاری داریم؟! موی یکی زرد است، یکی قرمز است و ... . چشم یکی درشت است، یکی کوچک است. چه اختیاری داریم؟! پس باید در این موارد یک مقدار تأمّل کنیم.
نگرش توحیدی
لذا پروردگار عالم انسان را هم به خود انسان و هم به اطرافش انذار میدهد تا کافر به نعمت و خدا نشود. امّا بعد از این که میگوید: تو خودت را ببین، یک مطلب دیگر هم میگوید، میفرماید: «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» همه موجودات را هم خود خدا خلق کرده است، از بشر طاغی گرفته تا دیگر موجودات.
ما گاهی بزرگ هستیم امّا در واقع بچّهایم و متوجّه و هوشیار نیستیم. اوّلین انذار برای این که هوشیار شویم تا به کفران نعمت و کفر بالله گرفتار نشویم، این است که خودمان را ببینیم. ما اموات بودیم، پس هیچ بودیم، احیا شدیم و خدا زندهمان کرد و سپس دوباره میمیریم. جدّی کیست که بگوید: من نمیمیرم؟! هیچ احدی در عالم نیست که جرأت کند و بگوید: من نمیمیرم.
اگر این مرگ نبود، حسب روایات شریفه انسان ادّعای خدایی هم میکرد. حالا جالب است که مرگ بود و فرعون ادّعای خدایی هم کرد و گفت: «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى»[7]. ما هم میبینیم مردم میمیرند امّا باورمان نمیشود که شاید خودمان هم الآن از اینجا بیرون برویم و فردا دیگر نیاییم.
آنوقت بعد از این مطلب، میفرماید: «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً»؛ یعنی بدانید همین خدایی که شما را که مرده بودید، احیا کرد و دومرتبه به ظاهر شما را از بین برد و سپس باز هم زنده کرد «وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمیتُکُمْ ثُمَّ یُحْییکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُون»؛ همان کسی است که هر آنچه را در زمین است، خلق کرده است، «خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً».
لذا ما باید یک نگرش توحیدی داشته باشید و شرط اوّلیّهاش هم این است که خودمان را نگاه کنیم. وقتی فهمیدیم خودمان هیچ هستیم، دیگر نگرشمان توحیدی میشود. در نگرش توحیدی میفهمیم که هر چه موجود در عالم هست را خداوند خلق کرده و آنوقت است که وقتی کوه، دشت، دریا، مورچه، پشه و ... را میبینیم، میگوییم: «خَلَقَالْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِه»[8].
با تأمّل در خلقت میفهمیم همه چیز احیا میشود. مطلبی بگویم خیلی عجیب است. وقتی فرش - که از پشم است؛ یعنی نخهای شمی را بافتهاند، نه فرشهای ماشینی - را در جایی در گرما میگذارید و مدّتی بسته است و نفتالین و ...هم نمیزنید، بعد از یک مدّتی میبینید بید به فرش افتاده و مقداری از آن را خورده است. بید، حشرهای سیاه و ریز است و جالب این است که از بیرون هم نمیآید، بلکه از خودش تولید میشود.
حالا سؤال: مگر تارهای فرش و این نخها جان داشتند؟ بله، عرض کردیم پروردگار عالم فرمود: «وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَی»[9]، همه اشیاء حتّی این عینک، میکروفون و لباس من و شما، حیّ است؛ چون اگر حیّ نباشد و حیات نداشته باشد؛ یعنی آب ندارد و پودر میشود.سوختن و آتشسوزی که میشود؛ یعنی تبخیر آب که همه چیز پودر میشود.
لذا آن تارهای فرش حیات داشت و عواملی باعث شد این بید بید به وجود آمده و حرکت میکند. پروردگار عالم میگوید: من از آن برای شما حیات درست میکنم. پس اگر شما نگاه کنید، میبینید فقط کوه، «خَلَقَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِه» نیست، پروردگار عالم میفرماید: «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» یعنی همه مطالب همینطور است.
رسول از خطای ما می گذرد!
پروردگار عالم در سوره مائده نیز مطلبی را در مورد کفر بیان میکند که آیه هفدهم این سوره میباشد. در آیات قبل از آن میفرماید: «یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثیراً مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ»[10] ای اهل کتاب! بدانید محقّقاً که رسول ما به سوی شما آمده تا حقایق و احکام احکام بسیاری را که شما در کتابهای آسمانی پنهان میکردید، برای شما بیان کند. او از خطاهای شما هم در میگذرد.
این گذشت خداوند از خطاهای بشر یکی از خصوصیّت اوست. امّا بعضی مانند وهابیّت ملعون که بحث شفاعت را زیر سؤال میبرند و میگویند: مگر میشود؟! (در اینجا بحثم این نیست امّا یک اشاره کوتاه میکنم). این در حالی است که خداوند در این آیه میفرماید:رسول آمده که احکام و حقایق را برای شما بیان کند و از شما بگذرد؛ یعنی رسول از شما بگذرد!
«قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبین» او از طرف خدا برای شما نور و کتاب آشکار آورد.
راه هدایت
«یَهْدی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ»[11] معلوم است هرکس که از پی خشنودی و رضای حضرت حقّ برود، راهها را پیدا میکند و خدا او را به راههای سلامت هدایت میکند. «وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدیهِمْ إِلىصِراطٍ مُسْتَقیم» خدا او را از ظلمات به نور میبرد.
بارها و بارها در بحث اخلاق و ... عرض کردیم که اگر کسی بخواهد اوج بگیرد و به مطالب عرفانی برسد، دو بال پرواز نیاز است، یکی اطاعت و دیگری ادب (در اینجا حاشیه میزنم و دوباره به اصل بحث برمیگردم). این آیه شریفه هم دارد بالصراحه این دو چیز را بیان میکند. میفرماید: «مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ» اگر اطاعت کنید، «یَهْدی بِهِ اللَّهُ ... سُبُلَ السَّلامِ» شما را به راههای سلامت هدایت کرده، «وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ» و پیامبر به اذن خدا شما را از ظلمات به نور خارج میکند، «وَ یَهْدیهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقیم».
پس اگر اطاعت و تبعیّت کنید، هدایت خواهید شد. لذا بحث اصلی همان «مَنِ اتَّبَعَ» است. خداوند هم فرمود: اگر راست میگویید مرا دوست دارید، باید تبعیّت کنید، «إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی»[12]، آنوقت من هم شما را دوست دارم، «یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ».
انسان فردای قیامت از کدام نعمت، بازخواست میشود؟
پروردگار عالم بعد از این آیات، در آیه هفدهم که مورد بحث ما است، میفرماید:«لَقَدْ کَفَرَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ یُهْلِکَ الْمَسیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیر»[13].
در این آیه کسانی را که کفران نعمت کردند، مطرح میکند. عرض کردیم در روایت هم هست که وقتی پروردگار عالم از نعمت سؤال میکند، منظور از نعمت، امامت و هادیان الهی هستند چون پروردگار عالم که خودش کریمان عالم و امثال حاتم طائی را خلق کرده، هیچ وقت انسان را در مورد نعمات مادی بازخواست نمیکند.
حاتم طائی برای اطعام فقیران سفرههایی در چادرها پهن میکرد و جالب این است که خادم های که در یک چادر میگذاشت با چادر دیگر فرق میکرد. دو در هم داشت که اگر از این در بیرون رفت و خواست در یک چادر دیگر هم غذا بخورد، خادم ها نگویند: تو که در چادر قبلی غذا خوردی! بندگان خدا وقتی کریم میشوند، اینگونه هستند. حالا آیا خدا که خودش خالق کریم و کریم اصل است، میآید از برنج و نخود و ... سؤال کند که چند کیلو خوردی؟! خیر، نعمتی که سؤال میشود، همین هدایت و هادیان الهی است.
خدا هر کس را که بخواهد به هلاکت می رساند
«لَقَدْ کَفَرَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ»این کسانی که کفران نعمت میکنند، کسانی هستند که الله را مسیح میدانستند .البته همانطور که عرض کردم همه این مطالب از یهود است که درون مسیحیت هم نفوذ پیدا کردند.
«قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ یُهْلِکَ الْمَسیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ» بگو: اگر خدا بخواهد مسیح و مادرش و همه کسانی که در زمین هستند را هلاک کند، چه کسی میتواند جلوگیری کند؟! مگر خدا این کار را نکرد، او توانست عیسی بن مریم را خلق کند. پس اگر بخواهد عیسی بن مریم و مادرش و هرکس دیگری را هم هلاک میکند. پس اگر خدا بخواهد، میتواند و معلوم است همه چیز دست خداست، «وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما یَخْلُقُ ما یَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیر».
یکی از مطالبی که اولیاء خدا از جمله ابوالعرفا دائم به آن تذکار میدادند، همین است که بدانیم همه چیز به دست خداست، آنها خودشان میدانند هیچ هستند و برای همین است که به خداشناسی میرسند، «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه». آنها همیشه میدانند که شاید همین الآن دیگر عمرشان تمام شود.
سال 62 یا 63 بود که آیتالله افضل(اعلی اللّه مقامه الشّریف) در دهه آخر سفر، به منبر رفته بودند. ایشان در آن جلسه، خطبه را خواندند و بعد صلوات فرستادند. جمعیّت زیادی حضور داشتند. خانمها هم شلوغ میکردند. آقا حرف نزدند. چند صلوات فرستادند، باز آقا حرف نزدند. گفتند خانمها ساکت باشید و بر خاتم انبیاء محمّد صلوات فرستادند، باز هم آقا حرف نزدند. باز گفتند: آقا ناراحت هستند و حرف نمیزنند، دیگر همه خانمها سکوت را رعایت کردند و آنها هم که بچه داشتند، بیرون رفتند. ولی دیدند آقا باز هم حرف نمیزنند و همینطور نگاه میکنند. گفتند: پس آقا چرا تکان نمیخورند؟ بالا رفتند، دیدند آقا تمام کردهاند!
خدا مرحوم آقای فلسفی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) را رحمت کند. ایشان بیان فرمود:من اینقدر برای مرگ آمادهام که اگر همین الان ملک الموت بیاید، حاضرم به راحتی بروم. اتّفاقاً چند ماهی گذشت و یک روز در آخرین جلسه قبل از ماه مبارک رمضان که پنجشنبهها گعده علمی داشتند، در منزل قدیمشان - که در خیابان ری است و الآن توسط آیتالله مکارم به دارالمبلغین تبدیل شده است - سخنرانی داشتند. ایشان همین که چای را در دستشان گرفته بودند، تمام کردند! همین است، پروردگار عالم میفرماید: اگر ما بخواهیم همه را به هلاکت میرسانیم.
خلقت؛ مایه عبرت
پس یکی از انذارهای پروردگار عالم به بشر همین است که خداوند در هر آنچه که در عالم هست، میتواند تغییر و تحوّل بدهد، «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیم» پس چرا کفران میکنید؟!
پروردگار عالم دلیلش را در آیات قبلی بیان میفرماید: «الَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُون»[14] تا به این آیه میرسد که میفرماید: «کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ»و برای این که به اینجا نرسیم، انذار میدهد و این انذار باید دائمی باشد.
عزیزان من! یکی از مطالبی که دائم و تا لحظه مرگ باید باشد و وقت و حدّ هم ندارد، این است که انسان خودش را در معرض موعظه قرار دهد و بر انذارها - که برای این طرف است - و بشارتها - که برای آن طرف است - مواظبت کند.
مثلاً همین باغها، جنگلها و کوه و صحرا را در اصل، خدا برای مؤمنین قرار داده است و مؤمنین وقتی به آنجا هم میروند، دائم به یاد خدا هستند.
خیلی جالب است، در ورزنه اصفهان که آن سمت اژه است، هفت، هشت تپه شنی بزرگ وجود دارد امّا جای این تپهها دائم عوض میشود.انسان باید برود قدرت پرودگار عالم را ببیند. خیلی عجیب است، ما مناظر بکری در ایران داریم.
پروردگار عالم میفرماید: اگر میخواهید موحّد شوید، همه اینها آیات الهی برای شماست، نه این که کنار دریا بروید و نعوذبالله و نستجیربالله آب را که دیدید، فکر کنید همه به هم محرم میشوند! بلکه بروید طلوع آفتاب را در کنار دریا ببینید. میدانید طلوع آفتاب در کنار دریا برای آنهایی که مریضی قلبی دارند، مفید است؟ اصلاً این نفس کشیدن در کنار دریا در زمان طلوع آفتاب؛ یعنی آن موقع که خورشید هنوز قرمز است، بهترین زمان برای درمان ناراحتیهای قلبی است.
لذا خداوند خلقتش را برای من و شما به عنوان عبرت قرار داده است و جالب این است که میفرماید: و میفرماید: «هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» یعنی برای شما خلق کردم و إلّا من که به اینها نیاز نداشتم، «خَلَقَ لَکُمْ». هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان!
رابطه کفر و تأمّل نکردن در خلقت
آیه بعدی که در همین مورد کفران است، باز در سوره مائده آیه 36 است. جالب است که هر موقع بحث «ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» آمده، بحث کفران نعمت و کافران هم بیان میشود و این هم یکی از آن نکاتی است که باید در آن تأمّل شود که چه حکمتی دارد که آنجایی که «ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» را بیان میفرماید، قبلش عنوان «کَفَرُوا» را میآورد!
پرودگار عالم وقتی در سوره مائده عنوان فساد بشر به خصوص در مورد بنیاسرائیل را بیان میکند، میفرماید: «مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلى بَنی إِسْرائیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ إِنَّ کَثیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُون»[15].
یک نکته ای که در حاشیه باید بیان کنم، این است که بشر وقتی فساد و کفران نعمت کرد، به اسراف میافتد و وقتی در اسراف افتاد، در قتل میافتد و بعد معالأسف دیوانه میشود. خیلی از جنگهای عالم بر اثر دیوانگی بشر است.
لذا قرآن میفرماید: «إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیم»[16] که خلّص معنای آن، این است که آنها که با خدا و رسول جنگیدند - با خدا که نمیتوانند بجنگند امّا به صورت ظاهر گردنکشی و طغیان میکنند- و فساد کردند و به فسق و اسراف روی آوردند، مانند صهیونیسم، این طاغیان عالم که در زمین فساد میکنند و دیوانه وار مردم را به قتل میرسانند و به دار میآویزند و دست و پاهایشان را قطع میکنند؛ به خاطر این است که اینها در این دنیا به عذاب و خواری گرفتار شدند و در آخرت هم به عذاب عظیم دچار میشوند. بعد میفرماید: «إِلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیم» مگر آنها که توبه کنند[17].
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ وَ جاهِدُوا فی سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون»[18]، ای کسانی که ایمان آوردید، تقوای خدا را پیشه کنید و به سوی او وسیلهای بجویید و در راهش جهاد کنید تا شاید رستگار شوید.
ولی یک عدّه با رستگاری و وسیله مخالفند. در آیات بالا هم که خواندیم، بحث این بود که پروردگار عالم رسول را آورد تا احکام را برای ما تبیین کند و از خطاهای ما درگذرد، «یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثیراً مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیر»[19]. گرچه قبل از این آیات هم باز در آیه 12 فرمود: «وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ میثاقَ بَنی إِسْرائیلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقیباً وَ قالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَکُمْ» [20]. خوب است این آیات را بخوانید. جالب است بیشتر هم مربوط به همین صهیونیستها و بنیاسرائیل است؛ چون اینها عامل شر در عالم هستند و محوریت باطل در عالم (همان نام کتاب یهودشناسی ما که جلد اوّل آن چاپ شد)، اینها هستند که مدام فساد به وجود میآورند.
پروردگار عالم خطاب میکند: ای اهل ایمان متّقی و پرهیزکار باشید و به سوی او با وسیله بیایید.این هم یکی از جوابهای دندانشکن به وهابیت که بازوی یهود است، میباشد؛ چون خدا خودش میگوید: با وسیله بیایید و در راه او جهاد کنید تا رستگار شوید.
امّا آنها که کافرند، چگونه هستند؟ «إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِیَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذابِ یَوْمِ الْقِیامَةِ ما تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیم»[21] در اینجا پروردگار عالم هم عنوان کفر آنها را میگوید و هم در مقابل میفرماید:دیگر برای شما بس است، اگر بخواهید اینقدر هم گردنکشی کنید، بدانید شما را به هلاکت در میآوریم!
میفرماید: آنها که کافر شدند، اگر دو برابر آنچه در زمین است، فدیه بیاورند تا با آن، خودشان را از عذاب قیامت رهایی ببخشند، خدا دیگر از اینها نمیپذیرد و عذاب دردناک شامل حالشان میشود.
مؤمنین! حتّی یک گام هم عقب ننشینید
یک نکتهای ذیل همین آیه بگویم که نکته بسیار مهمّی است؛ چون در آیه بعدی هم میفرماید: «یُریدُونَ أَنْ یَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجینَ مِنْها وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقیمٌ»[22] آنها دائم آرزو میکنند که از آتش دوزخ بیرون شوند امّا هرگز از آن خارج نمیشوند، عذاب آنها دائمی است و همیشگی در آنجا هستند. ذیل این آیه شریفه - که إنشاءالله روایات را بعدها میخوانیم، چون همانطور که مستحضرید ما اوّل آیات مرتبط را میخوانیم و بعد روایات را میآوریم - یک روایتی است که خیلی جالب است، میفرمایند: به اهل کتاب که کفر ورزیدند، به خصوص یهود، مهلت ندهید؛ چون اگر مهلت بدهید، شما را گرفتار میکنند.
البته اگر قبل از این که بر آنها مسلّط شوید، توبه کردند، آنها را عفو کنید امّا بعد از آن دیگر نگذارید مسخرهتان کنند. در یهود شناسی این آیات را هم خواندیم که پروردگار عالم بیان کرد: مواظب باشید اینها شما را به تمسخر نگیرند و مدام بگویند: توبه امّا کار خودشان را بکنند. جلوی اینها بایستید، مراقبشان باشید که عذاب دردناک برای آنها خواهد بود.
شما دیدید دیگر! تا ما یک مقدار عقب آمدیم، بر ما سوار شدند. تازه عقب هم ننشستیم امّا یک مقدار نرم صحبت کردیم، هنوز جلسه تمام نشده بود خبرگزاریهایشان گفتند: ایرانیها از مواضعشان عقبنشینی کردند! امّا آقای دکتر جلیلی گفت: خیر، چنین چیزی نیست، چه پنج درصد و چه بیست درصد. الآن هم تعدادی از روزنامههای ایرانی خودمان دارند میگویند:بله، ما عقب نشینی کردیم. امّا ما باید بدانیم در مقابل اینها نباید یک گام عقب نشست. اگر یک گام عقب بنشینی، همه چیز خود را از دست خواهی داد.
لذا ضمن اینکه پروردگار عالم انذار میدهد که خودتان را مراقبه کنید و ببینید چه بودید، شما نبودید، زندهتان کرد، بعد میمیرد و دوباره زندهتان میکند و دوباره شما را به خودش رجوع میدهد؛ بعد میفرماید: به عالم نگاه کنید که خالق همه موجودات اوست.ولی باز از آنطرف میگوید: اگر کسانی که اهل کفر هستند، در کفرشان ثابت قدم بودند؛ در مقابلشان بایستید و عقب نشینی نکنید.
هر جا ما عقبنشینی کردیم، باختیم. هر جا یک مقدار نرم صحبت کردیم؛ باختیم. این یک هشدار است. شاید یک موقع، یک کسی، یک باد صبایی حرف ما را به گوش یکی از مسئولین برساند که نباید شل بیاییم. حضرت آقا اوّل سال چقدر زیبا، عالی، محکم و مقتدرانه در مشهد سخنرانی کردند، امّا مع الاسف آقایان یک کمی در حرف زدنهایشان شل آمدند و اینها هم جری شدند و فکر کردند خبری است.
در حالی که باید به آنها گفت: اصلاً تحریمهای شما اثر نداشت و واقعاً هم اثر نداشت؛ چون حدود بیست درصد مسافرتها زیادتر بوده و ایام نوروز دائم در این جادهها ماشین در رفت و آمد بوده استو شصت میلیارد خرج شده است. اینها شوخی نیست، این همه تحریمها کجا رفت؟! فشار بود امّا همه مردم هم وسایل مورد نیاز خود را تهیّه کردند و بالاخره هر کس به اندازه وسع خودش خرید کرد. امّا اگر یک طور رفتار کنیم که اینها فکر کنند این فشارهای اقتصادی که از طرف آنها وارد شده، اثر گذاشته، باختیم. لذا اتّفاقاً باید بگوییم: هیچ اثر نگذاشته، بهتر است یک مقدار فشارتان را هم بیشتر کنید!
امروز یکی از همین آمریکاهیها گفته بود: ما دیگر باید از این کشتیهای نفتکش ایرانیها بترسیم. لذا عزیزان! تحریمها به ضرر ما نبوده، بلکه به نفع ما بوده است. البته اذیّتمان میکند امّا در آخر به نفع ماست. لذا زحمت دارد دیگر امّا اثری برای آنها ندارد.
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست ارز خود میبـــری و زحــمت ما میداری
لذا خداوند در اینجا میفرماید: در مقابل اینها باید بگویید: اگر جمیع آنچه که هست را هم بیاورید و فدیه بدهید، دیگر نمیپذیریم، دیگر ما ایستادیم و شما را هلاک میکنیم و عذابتان هم دردناک است.
پس ما هم باید اینطور باشیم، مثل آقا که فرمودند: ما دیگر الآن مذاکره نمیکنیم. اینها هم که دارند مدام از مذاکره میگویند، برای این است که آنها در ضعف قرار گرفتند و إلّا بدانید هر موقع قوی باشند، مذاکره نمیگویند. هر موقع هم ما یک مقدار عقب نشستیم، آنها فکر میکنند که حتماً در ایران خبری شده است. بعضی موقع اشتباه میکنیم و باید مراقبه کرد.
خلّص کلام: در انذارهای پروردگار عالم تأمّل کنیم که إنشاءالله خدای متعال عنایت کند.
پروردگارا! به اولیائت و انبیائت، به خصّیصین درگاهت قسمت میدهیم، ما را با قرآن در دو دنیا مأنوس بگردان.
خدایا! حشر و نشر ما را در دو دنیا با قرآن قرار بده. قرآن ناطق به فریادمان برسان.
خدایا! آن لحظه که ملک الموت میآید، دین ما را دین کامل قرار بده و ابیعبدالله(علیه الصّلوة و السّلام) را به فریاد ما برسان.
خدایا! به اولیاء و انبیائت قسمت میدهیم، سلامهای گرم و خالصانه ما را در پاکتی از نور به ساحت قدس آقاجانمان، آقا امام زمان(عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) برسان.
ای قادر! تو قادری ظهور آقا جان در عمر ناقابل ما قرار بده. ما را جزء سربازان حقیقیاش قرار بده.نائبش، امام المسلمین، رهبر عظیم الشّأنمان محافظت بفرما.
ای خدا امام راحل عظیم الشّأن ما، شهدای عظیم الشّأن ما، درجاتشان عالی است، متعالی بگردان.
هر چه دعا مدّنظر داشتیم و بر لسان جاری نگردید، به ادعیه زاکیّه آقا جانمان، امام زمان(عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) به هدف اجابت برسان. ما را مشمول ادعیه آقا جانمان قرار بده.
ای خدا! آنچه خوبان عالمت دعا بلدند و ما از آن دعاها محرومیم، همه آن دعاها را تفضّلاً در حق ما مستجاب شده قرار بده.
آنچه به خوبان عالمت مرحمت فرمودهای و مرحمت میفرمایی، تفضّلاً به همه ما مرحمت بفرما.
«بالنّبیّ و آله صلوات بر محمّد و آل محمّد»
[11] مصباح الشریعه، ص: 13
[13] مصباح الشریعه، ص: 13