|
پایگاه اطلاع رسانی یاوران امام مهدی
(عج)
www.emammahdy.com
جمعه 15 فروردین 1404
نکاتی از حج عارفان 3/امید بریدن از غیر خدا
امید حقیقی این است که تو کارت را انجام دهی و بگویی اگر این کار یک جایی لنگی داشت که من مقصّر نبودم، از روی جهل و نادانی و اشتباه کاریام بود، معصوم میآید و به قول معروف آن را صافکاری میکند، درست میکند و میرود.
از غیر خدا امید بریدن؛ یعنی انسان امیدش را از مطالب ببندد که حالا چه میشود و بعداً چه میشود، دنبال عمل برود. در مورد شفاعت، نه این که شفاعت وجود ندارد و یا انسان امید به شفاعت نداشته باشد بلکه اگر بناست این شفاعت او را سست کند که نماز نخواند، روزه نگیرد و هیچ کاری نکند و بعد بگوید ما که الحمدلله شفاعت معصومین(علیهم صلوات المصلّین) شامل حالمان میشود، این اصلاً خلاف امید است. امید حقیقی این است که تو کارت را انجام دهی و بگویی اگر این کار یک جایی لنگی داشت که من مقصّر نبودم، از روی جهل و نادانی و اشتباه کاریام بود، معصوم میآید و به قول معروف آن را صافکاری میکند، درست میکند و میرود. مثل این میماند که کسی ماشینی خریده است - در مثال مناقشه نیست، برای این که قریب به ذهن شود و ما بفهمیم، این مثال را میزنیم و إلّا اصلاً اینطور صحبت کردن راجع به این مطالب درست نیست - امّا ماشین قراضه است، بالأخره ماشین را صافکاری میکنند و درست میشود. امّا شما که ماشین نداری، کجا را میخواهی صافکاری کنی؟! کار معصوم این است که کارهای بد ما را، کارهایی را که بالأخره انجام دادیم، بلد نبودیم، صحیح نبوده و کمی قراضه بوده، مقداری صافکاری کند. امّا کسی که عمل ندارد، به چه امید بسته است؟ به چه دل بسته است؟ امید کاذب، گاهی متأسّفانه شیطان است، میگوید: رها کن، حالا جوانی، بعد چه میکنی، فلان میشود، حالا إنشاءالله ...، کمکت میکنند، تو که خیلی زحمت کشیدی، چه کسی به اندازه تو کار میکند، صبح، شب در حال کار کردنی، کمی هم استراحت کن. تو را فریب میدهد، انسان را بیچاره میکند. این غرّه رفتن یکی از مطالبی است که شیطان میخواهد با آن به ما امید کاذب بدهد. فرد را مغرور میکند. شیطان میگوید:تو خودت را با همسن و سالهای خودت مقایسه کن، تو چقدر کار کردی، آنها چقدر کار کردهاند؟ با همدورههای خودت، تو که در این گروه هستی بیشتر از همه داری زحمت میکشی، چه کسی مثل تو زحمت میکشد، کمی هم استراحت کن. شیطان ملعون اینگونه میگوید. تو ده سال، یازده سال شب بدو، صبح بدو که بخواهی مثلاً دو تا طلبه درس بدهی!چیزی هم در میآوری؟! رها کن بابا! با این وضعیت جسمی و فیزیکیات، کمی هم استراحت کن، خدا هم از تو نخواسته است و... . شیطان شروع میکند؛ چون میخواهد عمل را جلوه دهد و امید کاذب به وجود بیاورد که تو که دیگر کارهایت را کردهای. این امید کاذب است. یا به کس دیگر طور دیگری امید کاذب میدهد. میگوید: حالا جوانی کن، برو عشق و حالت را بکن - عوامالنّاس از الفاظ خوب بهره میبرند، عشق و حال، الفاظ مقدّس است ولی دیگر به صورت حرف زشت به کار میآید، منظور از عشق و حال در آنجا کثافتکاری است - بعد بالأخره پیر میشوی و توبه میکنی! این امید کاذب است. حجّ عارفان – جلسه نهم – 19/7/90
|
|
|