|
پایگاه اطلاع رسانی یاوران امام مهدی
(عج)
www.emammahdy.com
دوشنبه 18 فروردین 1404
نکتة من النکات100/مباهله از دیدگاه اهل جماعت
حضرت آیت الله قرهی(مدظله العالی) فرمودند:
فقط یک نکتهای را هم عرض کنم که حیفم میآید نگویم. اصلاً اگر نگویم نسبت به اهل بیت(علیهم صلوات المصلّین) اجحاف کردیم و آن راجع به مباهله است که امروز، روز بیست و چهارم ذیحجّه و مباهله بود. می دانید آیه مباهله، در سوره آل عمران، آیه 61 است: «فَمَنْ حَاجَّکَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبینَ»[11]. این آیه مباهله را فقط ما نمیگوییم و اهل جماعت هم میگویند که چند مورد از آن را برایتان عرض میکنم. 1. محمّدبنجریر طبری، متوفای 310 هجری قمری، در تفسیر معروف خودش، ضمن بیان شأن نزول آیه مباهله مینویسد: پیامبر اکرم، حضرت محمّد مصطفی(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) با مسیحیان نجران مباهله کرد. همراه او، امیرالمؤمنین و بیبی دو عالم و دو سیّد شباب اهل الجنّه – که البته ایشان به اسم کوچک میآورد، من آنطور نمیگویم – آماده مباهله شدند. ولی آنها با پیامبر مصالحه کردند و راضی به پرداخت جزیه شدند. 2. نصر بن محمّد سمرقندی، متوفای 375 هجری قمری، در تفسیر خودش مینویسد: پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) با مسیحیان نجران به مباهله پرداخت. همراه او، امیرالمؤمنین و بیبی دو عالم و دو سیّد شباب اهل الجنّه بودند - که باز ایشان هم همه را به اسم ذکر میکند - امّا مسیحیان از مباهله سر باز زدند. بعد پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: یا اسلام بیاورید، یا جزیه دهید که آنها به پرداخت جزیه رضایت دادند. پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود: اگر آنها مباهله میکردند، همه شان هلاک میشدند، حتّی گنجشکهایی که بر دیوارهایشان نشسته بودند! 3. فخر رازی که متوفای 604 هجری قمری است، در تفسیر خودش پس از بیان توضیح کامل راجع به این مطلب، این گونه مینویسد: مسیحیان نجران بر جهل خودشان اصرار داشتند، اسقف نجران به آنها گفت: اگر دیدید پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) با گروه کثیری آمد بدایند حرف بیخودی میزند، امّا اگر دیدید با تعداد کمی (خانوادهاش) آمد، بدانید درست است. بعد ایشان میگوید: نفس پیغمبر (امیرالمؤمنین) و فرزندان پیغمبر آمدند و جالب این است « نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ »، آن کسی که فقط عنوان نساء شد، بیبی دو عالم بود - که حالا ایشان به اسم کوچک میآورد - بعد میگوید: هیچ کس نمیتواند این را منکر شود و پیامبر در حالی که دست اینها را در دست داشت، دائم این آیه را هم میخواند: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»[12]. بعد خودش میگوید: «و اعلم ان هذه الورایه کالمتفق علی صحتها بین اهل التفسیر» در صحّت این روایت بین اهل التفسیر و الحدیث، بین مفسران و محدثان، اتّفاق نظر است. 4. باز از علمای اهل جماعت، ابوالفداء اسماعیلبنکثیر دمشقی، متوفای 774 هجری قمری، در تفسیر خودش مفصّل این را توضیح میدهد که پیامبر راجع به حضرت عیسی بیان کرد که مثل او، مثل آدم است (قرآن در همان سوره آل عمران آیات بالایی آیه مباهله بیان میکند که حالا چون وقت کم است، من بیان نمیکنم). بعد میفرماید: اینها در جهل خودشان آمدند. وقتی پیامبر، امیرالمؤمنین و بیبی دو عالم و سیّدان شباب اهل الجنه - حالا او به اسم کوچک اسم میبرد - میآورد، اینها میفهمند که هیچ جور نمیتوانند کاری کنند، لذا برمیگردند. 5. عبدالله بن عَمر بیضاوی - که بعضی گفتند عُمر که اشتباه است، به دلایل تاریخی، عَمرو درست است که حالا در اینجا بیان نمیکنم - متوفای 791 هجری قمری باز درتفسیر خودش مفصّل راجع به این موضوع صحبت میکند که حتّی پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمود: اگر اینها میآمدند، کوهها جابجا میشد و اینها تبدیل به میمون و خوک میشدند و پرندگانی که بر شاخههای درختانشان هم نشسته بودند، از بین میرفتند. بعد بیضاوی میگوید: این دلیل بر نبوّت است «و هو دلیل علی نبوه و فضل من اتی بهم من اهل بیته». این مطالب همه از فضائل امیرالمؤمنین، فضائل اهلبیت و پنج تن آلعبا محسوب میشود. این چند مورد را عرض کردیم که به این روز هم که روز مباهله بود، از دیدگاه اهل جماعت اشارهای کرده باشیم.
|
|
|