|
پایگاه اطلاع رسانی یاوران امام مهدی
(عج)
www.emammahdy.com
پنجشنبه 14 فروردین 1404
اسرار مهدوی 67/ راه تشخیص حق و باطل در فتنه ها
( عزیزان! اگر خواستید در صراط مستقیم باشید، دنبال کسانی بروید که واقعاً اهل معنا و وصل الهی هستند، آنهایی که مطالب را قبل از این که اتّفاق بیافتد، میگویند.
سوره مبارکه حجر32 تا 41در این آیات، چندنکته قابل توجّه وجود دارد: اوّل این که بحث پروردگار عالم، بحث منطقی است. ما بایداین را یاد بگیریم و در زندگیمان به کار ببندیم که بحثها باید منطقی باشند.پروردگار عالم میتوانست به تعبیر خودمانی، بگوید: حالا که سجده نکردی، پدرت را درمیآورم! امّا اوّل سؤال کرد: «قالَ یا إِبْلیسُ ما لَکَ أَلاَّ تَکُونَ مَعَالسَّاجِدینَ» برای چه سجده نکردی؟ سؤال منطقی پرسید که ببیند آیا شیطان جوابی داردیا خیر؟ شیطان گفت: «قالَ لَمْ أَکُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْصَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ» مگر خودت نگفتی این از «حَمَإٍ مَسْنُونٍ» است، من هرگز به بشری که از گل و لای کهنه خلق کردی، سجده نمیکنم. یعنی جواب نداد، بلکه لجبازی کرد.
همیشه جبهه حق، جبهه منطق و جبهه باطل،جبهه لج، جبهه دلم میخواهد، به تو چه ربطی دارد و ... است؛ یعنی منطق در کار جبهه باطل نیست امّا در جبهه حقّ همیشه منطق وجود دارد. خدا منطقی است، ابتدا سؤال کرد.حال که شیطان جواب منطقی نداد، معلوم است که دیگر نمیشود با او منطقی صحبت کرد.
لذا یادتان باشد که این حماقت است که انسان بعداز این که منطقی صحبت کرد و جواب غیر منطقی گرفت، دوباره بیاید بگوید: نه من بازهم منطقی صحبت میکنم. قرآن میفرماید: «فَاعتَدوا عَلَیهِ بِمِثلِ مَااعتَدَیعَلَیکُم» (بقره/ 194 ). پروردگارعالم فرمود: سؤال منطقی کردم، جواب غیر منطقی دادی؟! «قالَفَاخْرُجْ مِنْهافَإِنَّکَ رَجیمٌ». در قضیه فتنه سال 88، اوّلین کسی که الهی عمل کرد، رهبر عظیمالشّأن(حفظه اللّه) بودند. آنها را جمع کردند، فرمودند: «ما لَکَ أَلاَّ تَکُونَ مَعَ المُؤمنین» چرا شما با مؤمنین نیستید؟ - «مَعَ السَّاجِدینَ» را «مَعَ المُؤمنین»گفتند - اگر دلیلی دارید با منطق جواب دهید، امّا آنها چرت و پرت گفتند. حال بعد از این بیاستدلالیها، چگونه باید جواب داد؟ جواب، بیرون راندن از نظام است، نه این که به آنها بگوییم با نظام باشید. این قرآنی نیست! هر احمقی، اینطور رفتار کند، خلاف قرآن عمل کرده است و چوبش را میخورد. من تعجّب میکنم، بعد از یک سال فتنه و حقّهبازی این بیشرمهاو بی حیاها، باز هم میخواهند اینها را وارد دایره کنند! این حرفهایی را که بیان میکنم، به مسئولینی که میتوانید برسانید، اینها از دایره خارج شدهاند«فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّکَ رَجیمٌ». وظیفه من این بود که بیان کنم امّا کجاست گوش شنوا؟! مهدویت این است. من رسالت خودم را انجام میدهم، خدایا! شاهد باش، مولای من!شاهد باش، شیخناالأعظم! شاهد باش، من کار خودم را انجام میدهم امّا وای بر کسانی که نفهمند! پروردگارعالم بیان میفرماید : « وَ إِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلى یَوْمِ الدِّینِ»وقتی منطق متوجّه نمیشوی، لعنت بر تو باد! این جزای تو است. وقتی آنها منطق متوجّه نمیشوند، ما باز هم برویم و با آنها خوش و بش کنیم و تحویلشان بگیریم؟!خیر! ما مسیحی نیستیم که اگر یک سیلی این طرف صورتمان زدند، بگوییم:چرا به صورتم زدی؟ بگوید: دوست داشتم بزنم، آنوقت ما بگوییم: خوب حالا یکی دیگر هم این طرف صورتم بزن. خاک بر سر آن صورتی که برگردد تا یکی دیگر هم بر آن طرف صورتش زده شود! قرآن می فرماید: «فَاعتَدوا عَلَیهِ بِمِثلِ مَااعتَدَی عَلَیکُم» یک سیلی زدی، حالا یک سیلی بخور تا بفهمی . پروردگار عالم میفرماید: «وَ إِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلى یَوْمِ الدِّینِ ». چرا قرآنی عمل نمیکنید؟ آیا اسناد، ارائه نشد که دانشگاه آزاد چقدر در راه آنها خرج کرد؟! آنوقت میگویند: چرا شما لعن میکنید؟خود خدا لعن کرده! خدایا! تو چرا لعن کردی؟ تو چرا گفتی: «فَإِنَّکَ رَجیمٌ»؟ چرا گفتی: «وَ إِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلى یَوْمِ الدِّینِ»؟ ای خدا! ما از دست تو چه کنیم؟ تو همیشه خدای رئوف باش! خدا به پیغمبر خود(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) که رحمه للعالمین است، بیان فرمود: «اَشداء عَلی الکُفار» (فتح/29) هر کسی کافر و از دایره خارج شد، باید با شدّت با او برخورد کرد. «رُحَماءُبَینَهُم» است، «رُحَماءَ مَعَ الکُفار» نیست ! [10] مؤمن باید اینطور باشد؛ یعنی قول او بایدقول باشد . امیرالمؤمنین(علیه الصّلوة و السّلام) هم همین کار را کردند. ایشان فرمودند : ابنعبّاس حَکم باشد، گفتند: نه فامیلبازی نداریم! تو میخواهی فامیلبازی کنی، حضرت فرمودند: اشتباه میکنید، امّا قبول نکردند، گفتند: ابوموسی اشعری حَکم باشد . وقتی حضرت پذیرفتند و ابوموسی، آن پیرخرفت، آن افتضاح را به بار آورد، تازه خوارج گفتند: چرا پذیرفتی؟ تو نباید میپذیرفتی.امیرالمؤمنین(علیه الصّلوة و السّلام ) مظهر اتمّ اسماء و صفات خداست و وقتی قول داد، دیگرتمام است. [17] بعد از این که پروردگار عالم به شیطان مهلت داد «قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ»، او گفت: «وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ». یک نشانه کسانی که مهلت میگیرند، این است که مهلت نمیگیرند تا آدم شوند، بلکه مهلت میگیرندکه دو مرتبه درست و حسابی ضربه بزنند . یکی از کارهای فتنهگران هم این است که اوّل جلوه میدهند،بعد همه را گمراه میکنند «وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ». پس بدانیم، اینها مهلت میگیرند برای این که قوا تازه کنند و نباید به این افرادمهلت داد. نشانه فتنه اکبری که بیان شد، این است که اجازه بدهیم اینها قوا بگیرند. حالا باید خفه کرد، حالا باید گفت: این مهلتی که به شما دادیم «إِنَّک مِنَ الْمُنْظَرین» چه شد؟ این افراد مهلت گرفتهاند تا به اغوا بکشانند. چه کسانی را نمیتوانندبه اغوا بکشانند؟ فقط بعضی از مؤمنین را، مقام معظّم رهبری(حفظه اللّه) درفرمایش خود با اساتید بسیجی اشاره فرمودند که فقط خدا میداند و بعضی ازمؤمنین هم میدانند و میبینند. یعنی بعضی از مؤمنین میدانند که اینها چه غلطی میکنند،منتها کم هستند! بدون تعارف بگوییم، باور کنید شاید به عدد انگشت دست هم نیستند. شاید بگویید: این همه فقها، مجلس خبرگان و ...، امّا - هر کس هرچه میخواهدبگوید، من وابسته به این دنیا نیستم، من نمیتوانم وظیفه شرعی خود را نگویم، نمیتوانم آن چیزی را که به من محوّل شده است بیان نکنم - حقیقتاً من «أین عمار» که بیان کردند، نمیبینیم، سلمان نیست، مالک اشتر کجاست؟ شیطان انسی اوّل رفیق میشود،بعد آرام آرام با لبخند و جلوههای عالی انسان را به بیراهه میبرد. آن اوایل که عراق را گرفته بودند و ایرانیها کربلا میرفتند، یک نادانی به زیارت رفته بود، میگفت:درود به این آمریکاییها! گفتم : عجب! آمریکاییها خوب شدند! قضیّه چیست؟ گفت: خیلی تحویل میگیرند، آب خنک به آدم میدهند، آدمهای خوبی هستند امّا این عراقیها، این عربهای فلان فلان شده و ... ، شروع به فحّاشی کرد! گفتم: بیچاره! آمریکایی میخواهد دنیای تو را بگیرد، میدانی او با اینکار خود میخواهد چه بگوید؟ میگوید: ببین ما چه آدمهای خوبی هستیم، ببین چگونه پذیرایی میکنیم، چه کسی میگوید ما آدمهای بدی هستیم؟! اگر فردا هم ما به ایران آمدیم، اینگونه از ما استقبال کنید ما نباید خوشحال باشیم که خیلی از اینها به آن طرف کشیده شدهاند .... .......
( عزیزان!اگر خواستید در صراط مستقیم باشید، دنبال کسانی بروید که واقعاًاهل معنا و وصل الهی هستند، آنهایی که مطالب را قبل از این که اتّفاق بیافتد، میگویند.پروردگار عالم میفرماید: «هذا صِراطٌ عَلَیَّ مُسْتَقیمٌ إِنَّعِبادی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطان»[19] تو بر بندگان خالصم تسلّطنداری، چون آنها دیگر بندگان من هستند. لفظ « عِبادی» درسوره فجر هم آمده است، میفرماید:«یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه ارْجِعی إِلى رَبِّکِ راضِیَةًمَرْضِیَّةً فَادْخُلی فی عِبادی وَ ادْخُلی جَنَّتی»[20]. بدانید این مطالبیکه بعضی در تفاسیر میگویند، اشتباه است و نفس مطمئنّه، تالیتلو معصوماست. لفظ «جَنَّتی» فقط یک بار در قرآن آمده است. معلوم است که «جَنَّتی» برایتالیتلو معصوم است. خدا آن جنّات و رضوان را به دیگران و کسانی که بالأخره براساس آنچیزهایی که فهمیده و درک کردهاند و عالم هم بودهاند، میدهد امّا تالیتلوبودن چیز دیگر است. امکان دارد کسی عالم بشود، عامل هم باشد، مخلِص هم باشد، امّاعلم لدنّی، اتّصال دائم و ...، چیز دیگری است )
جلسه 14 مهدویت تاریخ درج مطلب : ۱۳۹۱/۱۱/۱۲
|
|
|